تبلیغات
 حرف من اینه... - دوست خدا بودن

دوست خدا بودن

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی

فوتبال بازی میکرد؛

روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش.

پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟

پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان.

پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...


"
دوست خدا بودن سخت نیست"


1421724611081.jpg




طبقه بندی: فقر، داستان،
برچسب ها: دوست خدا بودن، پیرمرد، پسرک، خدا، بخشش، کمک،

تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : فدا | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30

دانلود آهنگ