تبلیغات
 حرف من اینه... - باز باران

باز باران

باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم ، باز ماتم


من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟


نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمی‌فهمم


کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمی‌دانم

یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
می‌دویدم زیر باران، از برای نان


مادرم افتاد
مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد
فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود
نمی‌دانم  کجای این لجن زیباست؟

000000000000000000.jpg

ادامه مطلب رو حتما ببینید


.
.
.


.
.
عکس کودک فقیر
.
.

,.
.
000000000.jpg




طبقه بندی: درد، فقر، شعر، عکس نوشته،
برچسب ها: باز باران، کودک، فقر، بی کسی، جان می داد، گوشه خیابان،

تاریخ : شنبه 5 دی 1394 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : فدا | ی چیزی بگو
نمایش نظرات 1 تا 30

دانلود آهنگ