از هر دری سخنی

خوشامدگویی...


گَرمیم،
ازین عشقِ چو خورشید

چه پنهان

و چه پیداست خدایا





موضوع: دست نوشته،
[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 14:21 ] [ مهربانو ] [ نظر یادت نره ها.. البته نه اینجا..() ]

آلزایمر

آلزایمر به معنی فراموش کردن خاطرات نیس

،به معنی فراموش کردن‌‌ همه چیزه

،اینکه حتی دیگه لیوان و جورابو ازهم تشخیص ندی

،هیچ وقت آرزوی آلزایمر نکنید!




برچسب ها: آلزایمر، فراموشی، آرزو،
[ سه شنبه 8 مرداد 1398 ] [ 22:23 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

معنی دوست داشتن

دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است!
آیا مانند شیر است که آهو دوست دارد وگربه که موش دوست دارد!

باید دید وقتی کسی میگوید دوستت دارم آیا معنی اش اینست که میخواهد ما را خرج خودش کند و ما را بخورد و ما را به مصرف خودش برساند

یا دوستت دارم به این معنی است که تو دوست من هستی و خاطرت پیش من عزیز است و اگر کاری داشتی برایت انجام میدهم اگر بیمارشدی تا صبح برای تو بیدار میمانم.

[ چهارشنبه 19 تیر 1398 ] [ 16:48 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

آرامشم




من با تو بود که فهمیدم


آرامش یعنی


بودن میان آغوش کسی


که دوستش داری …



برچسب ها: آرامش، آغوش تو، با تو، من، آرامشم، دوس داشتن،
[ شنبه 8 تیر 1398 ] [ 17:12 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

بریدم


 از

 این

 زندگی

 دیگه

 بریدم


[ شنبه 24 فروردین 1398 ] [ 21:14 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

سال نو مبارک


امسال با اینکه حس و حال و شوق و ذوقی ندارم

با اینکه عیدی ندارم

ولی به رسم هر سال می نویسم:
 
سال نو مبارک.. عیدتون مبارک.. 

امیدوارم امسال حال دل هممون خوب باشه



[ جمعه 2 فروردین 1398 ] [ 18:14 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

تحمل

ننه: فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است، تحمل!
مریم: تحمل چی ننه؟
ننه: نگران آن نباش،
موضوع کم نمی آوری.
 

[ چهارشنبه 15 اسفند 1397 ] [ 11:16 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

Deltangam


دلتنگم
و
دیدار تو درمان من است. 



[ چهارشنبه 30 آبان 1397 ] [ 20:57 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

دل بی احساس


فاجعه یعنی زنی که از دلدادگی میترسد.. 



من موندم و یه دل بی احساس.. 

فاجعه یعنی من.... 

احساس میکنم هیچ وقت نمیتونم عاشق بشم و عاشق بمونم!!! 


[ سه شنبه 15 آبان 1397 ] [ 21:13 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

ب خودم بدهکارم



جلوی آینه می ایستم

به او نگاه میکنم

چقدر به او بدهکارم




[ دوشنبه 19 شهریور 1397 ] [ 21:04 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

اجازه ندهیم



#اجازه_ندهیم یک رابطه که عمرش تمام شده هی کش پیدا کند تا جایی که همهء خاطرات خوبش را هم با خودش ببرد،
#ما_فقط_بلد_شدیم_تلخی_عاشق_شویم،

یاد گرفتیم فقط عشق بورزیم یادمان ندادند عاشق چه جور "آدمی" شویم

آغوش باز کردیم و چشم باز نکردیم، دلمان لرزید دستمان و نگاهمان، حواسمان پرت یار شد، جاده را گم کردیم

کداممان وقتی فهمید معشوق از جنس دیگری ست،
چیزی نیست که او می خواست،
#برگشت_توی_جاده_خودش؟ کداممان به وقتش رشته را پاره کردیم؟

زندگی کوفتمان شد خوشی به کاممان ماسید ولی بیرون رفتن از رابطه را یاد نگرفتیم

تا ته داستان را از حفظیم، از تلخی ماجرا خبر داریم ولی
می زنیم به دل قصه تا ذوب شویم که تا آخر آخرش را بازی کرده باشیم غافل از اینکه ته قصه، گاهی فقط حسرت منتظر ماست...




[ جمعه 27 بهمن 1396 ] [ 00:21 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

ولنتاین

روز عشق است !
گویا باید دستت را بگیرم به کافه ای ببرمت که بادکنک هایی به شکل قلب از سقفش آویزان شده و موزیکی ملایم در آن در حال پخش شدن است !

قهوه ای سفارش می دهیم که رویش را به شکل قلب تزیین کرده اند!

من تو را تماشا کنم و از ترس این که شکل های روی قهوه هایمان بهم نریزد قهوه ها سرد شوند!

لابد بعدش کادوهایمان را در دستمان می گیریم و راهی خانه می شویم ..!
چه بی احساس ...
چ قدر سرد !
می دانی جانم

فلسفه اینکه روز عشق را در دل زمستان نهادند این است که در این سرما تو را طوری در آغوش بگیرم که از زمستان سال پیش هر چه غم داری بگذاری در آغوشم و سرت را بالا بگیری و بخندی!
خندان و عاشق  تا روز عشق سال بعد !

و این چرخه تا ابد ادامه داشته باشد!

بی شک آن لحظه را باید شعر کرد
 و از بر نمود !

لبخند روی لب هایت کادوی تو به من
و آن شعر  هم برای تو ... !

بیا کادوهایمان را در دلهایمان ثبت کنیم و باهم به خانه برویم ...!

#ابراهیم_مهربانی

[ چهارشنبه 25 بهمن 1396 ] [ 09:47 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

هر دختری مرزهایی دارد

هر دختری مرزهایی دارد
برای دست هایش
برای موج موهایش
برای قلبش
و اگر مرزهایش را برای كسی بشكند
و اگر از مرزهایش عبور كنی
باید مرد باشی
باید پای تمام جمله ها و رفتارهایت باشی
قصه ی زنده به گور كردن دختر ها را شنیده ای؟
دختر ها خود را از درون زنده به گور میكنند

 



برچسب ها: هر دختری مرزهایی دارد، باید مرد باشی،
[ چهارشنبه 17 آبان 1396 ] [ 20:34 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

من ملک بودم و...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم
یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم

(من ملک بودم و فردوس برین...) اما او
بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت بهم

معتکف در حرم امن دلم بودم و او
تا که آمد جهت قبله نما ریخت بهم

شاعر شهر خودم بودم و از شهر خودش
ضربان قدمش شهر مرا ریخت بهم

وزن ها ریخت بهم قافیه ها ریخت بهم
شعر ها ریخت بهم، شاکله ها ریخت بهم

یک نظر صورت ماهش به قمر داد نشان
شرم افتاد به ماه و همه جا ریخت بهم

تار را بم نزن ای یار زمین می لرزد
تازه فهمیده خدا ارگ چرا ریخت بهم

#موحد اوصولی

[ جمعه 21 مهر 1396 ] [ 23:38 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

یعنی قیدتو زده

دقیقاً همونجا که یه زن

 نه گیر میده

نه توضیح میده

ظاهراً درکت میکنه

مخالفت نمیکنه

حسودی نمیکنه!

دقیقاً همونجا یعنی «قیدتو» زده





[ شنبه 1 مهر 1396 ] [ 22:13 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

پاییز

پاییز پاچاره پاییز ...

دستش نمک ندارد...

این همه باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.

خودمانیم ...

تقصیر خودش است ؛

بلد نیست مثل " بهار" خودگیر باشد

تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و

با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...

سیاست " تابستان " را هم ندارد

که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد

ولی از پشت خنجری سوزناک بزند

بیچاره .....پاییز




و من زاده ی پاییز عجیب مانند پاییزم

...
پ ن: امیدوارم این پاییز برای هممون شادی بیاره و


برای من ک خبرای خوب در راهه امیدوارم حقیقت باشه




[ شنبه 25 شهریور 1396 ] [ 18:53 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

عشق

 

گفت:

 

همش که نباید تو فکر اتفاقای افتاده باشی...

 

گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی..

 

به پاهات فکر کن که هنوز داریشون..

 

به چشمات که هنوز سرجاشوننن..

 

به خونه ات که هنوز سیل نبرده تش...

 

به مادرت که هنوز زنده ست..

 

بالاخره یه چیزایی تو زندگی هست که هنوز اتفاق نیفتادن ،

 

و تو میتونی به خاطر همونا خوشحال باشی...

 

 

گفتم پس عشق چی؟؟

 

آخه هنوز تو عمرم عاشق نشدم..

 

گفت:

 

راستشو بخوای

 

عشق تنها چیزیه که نمیدونی اتفاق افتادنش بهتره یا اتفاق نیفتادنش...

 

بعد از ابر/بابک زمانی


Image result for ‫عشق‬‎ 



برچسب ها: عشق، بعد از ابر، بابک زمانی،
[ یکشنبه 29 مرداد 1396 ] [ 16:17 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

تو را نمی بخشم

نمیبخشم ات، چون تمام دوست داشتنم ،تمام احساسم را ساده و کوچک پنداشتیخ

نمی بخشم ات چون مرا معتاد بودن ات کرده بودی.

امروز و حالا دلم از تمام حرفهای زیبا نمای، بد سیرت بهم می خورد. از این بدسگالی که برای عشقم رقم زدی بیزارم.
از خودم از تو بیزارم. از صدای خودم، از صدای تو در گوشم بیزارم.

 از نگاه یخ زده ام که به دنبال چشمان بی روحت دودو می زند.

 از دستانم که روزی فکر می کردم که قرار است همیشه در دستان تو باشد

چه پاداش گران بهایی در ازای همه ی اعتماد و عشقم پیشکش ام کردی، دست دلت درد نکند.


شاید بگویی این تو بودی ک رفتی اما باور کن اگر  هدف تو بدست آوردن من بود هیچگاه از دستم نمیدادی افسوس ......

جز افسوس چیزی برایم نمانده...

و تو تا ابد مدیون احساسم خواهی ماند...


پست آخر...

نظرات تایید میشن و به تعداد نظراتی ک میذارین جبران میکنم




[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ 16:56 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

جمله بی معنی

دیگر نمیتواند یکی مثل من پیدا کند"...

این جمله بسیار بی معنی و چرند است.

 کسی که شما را ترک کرده است ، دنبال مثل شما نمیگردد.

 واضح است ، اگر مثل شما را میخواست که خودتان بودید. مگر نه؟...

 پس کس دیگری را پیدا میکند که مثل شما نیست. به همین سادگی.

 این جمله همانقدر بی معنی است که جمله "غم آخرتان باشد" .

 جمله " غم آخرتان باشد "، یعنی: " امیدوارم که شما نفر بعدی باشید که فوت می کنید " 

چون در غیر این صورت، شما حداقل غم یک نفر را خواهید دید؛ 

و او ، همان کسی است که قبل از شما مرده است... 


عکس و تصویر



[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 12:26 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

به او بگویید








مردی که دیر به خانه می‌‌آید

در آغوشم نمی‌‌گیرد

نوازشم نمی‌‌کند

شعری نمی‌‌گوید

شعری نمی‌‌خواند

مرا نمی‌بیند

مرا نمی‌‌خواهد

به مردی که دیگر مثلِ قبل دوستم ندارد بگویید

با وعده‌های سالیانِ پیشِ ما چه کرده است ..؟





[ سه شنبه 30 خرداد 1396 ] [ 17:22 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

مردانگی

مـــــــــردانگی این نیست که با دست های سنگیــــــــــن و بــــــزرگت به روی یک زن ســـــــــــیلی بزنی،

 مـــــــــردانگی این است که با دست های سنگیــــــــن و بــــــــزرگت

 قلب ❤ کوچک یک زن را بدست آوری ....


کــــــــــــــــــاش بجــــــــــــآی جدا کـــــــــــردن دخترا ازپســـــــــــرا،

یــــــــــــکی میـــــــــــومد مـــــــــــردها رو از نـــــــــــامردها... 

جــــــــــــــــــــــدا میکرد

عکس و تصویر گاهی دل‌ها بخاطر نگفته‌ها می‌شکند، بیایید در این روز زیبا به یکدیگر بگوییم که چقدر ...


گاهی دل‌ها بخاطر
نگفته‌ها می‌شکند،
بیایید در این روز زیبا
به یکدیگر بگوییم
که چقدر به وجود هم 
نیازمندیم و قدری
مهربانی و عشق به 
هم هدیه کنیم …
دوست داشتن را یاداوری کنیم




برچسب ها: مردانگی، نامردی، دختر و پسر، دوست داشتن،
[ چهارشنبه 3 خرداد 1396 ] [ 14:30 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

عادت به ندیدن عشق داریم تا..

دختر دستش را بریده بود اندازه ای که نیاز به بخیه زدن داشت. 
باشوهرش آمده بود. 
وقتی خواست روی تخت دراز بکشد شوهرش نشست و سرش را روی پاهایش گذاشت. 
تمام طول بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را کشید و قربان صدقه اش رفت. 
وقتی رفتند 
هرکسی چیزی گفت
یکی گفت زن ذلیل
یکی گفت لوس، 
یکی چندشش شده بود 
و دیگری حالش بهم خورده بود!


یادم افتاد به خاطره ای دور روی همان تخت. 
خاطره ی زنی با سر شکسته که هرچه گفتم چطور شکست فقط گریه کرد و مردی که می ترسید از پاسخ زن. 
زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود که بازهم دست مرد را طلب می کرد و مرد آنقدر دریغ کرد که من کنارش نشستم و دستش را گرفتم و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست.
اما وقتی آن ها رفتند کسی چیزی نگفت! هیچکس چندشش نشد و هیچ کس حالش بهم نخورد...
همه چیز عادی بنظر آمد ....

و من فکر کردم ما مردمی هستیم که به ندیدن عشق بیشتر عادت داریم تا دیدن عشق.

عکس و تصویر ډل ڼـۉشټـ✍ ـہ هإی ڪوچہ ڀُۺتـ✫ـے <br/>
<b></b><br/>
برچسب ها:
<a title=عشق، عادت، زن و شوهر، صحنه عشق، صحنه اعدام،
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396 ] [ 15:27 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

خوشبختی

کسى که منتظر میماند تا انتخاب شود، 
هیچوقت را تجربه نخواهد کرد ! 
براى خوشبخت شدن باید جسور بود و دل را به دریا زد ! 
اصلاً باید هرچه در این دلِ لعنتى میگذرد را بریزید بیرون ! 
نهایتش این است؛ 
زندگی ات را با “ای کاش” ها پیش نمیبرى . .



http://ups.kafetanhayi.ir/uploads/1489428404611.gif


[ جمعه 18 فروردین 1396 ] [ 11:10 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

بخشش و عشق

http://photokade.com/wp-content/uploads/girls-fantezi-text-photokade-com-3.jpg

برچسب ها: بخشش، عشق، مهم نیست،
[ پنجشنبه 17 فروردین 1396 ] [ 16:51 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

حالمان داشت خوب میشد

هیچ وقت ادمهای کم حرف را دوست نداشتم و همیشه از ارتباط داشتن با این ادمها پرهیز میکردم 
دوستشان نداشتم چون نمیتوانستم از افکار و احساساتشان سر دراورم 
سالها بعد که بزرگتر شدم دلم کشف کردن این ادمها را می خواست 
سعی کردم نزدیکشان شوم دیگر برایم ترسناک و نا شناخته نبودند ،سعی کردم دوستشان داشته باشم ،امروز حس میکنم توانستم بشناسمشان...
آدمهای کم حرف از اول اینطور نبودند 

یک روزی یک اتفاقی یا حضور ادمهایی باعث تحولشان شد که به یکباره سکوت کردند ؛ به یک باره کم حرف شدند 
تمام هیجان و شور زندگیشان به یک باره رفت 
حالا مدتهاست من هم کم حرف شدم !

مدتهاست در جواب خیلی ها سکوت میکنم 
مدتهاست یاد گرفتم میتوانم جواب سوالهای همیشه سوال دیگران را ندهم 
میتوانم خیلی وقتها جای نوشتن چندین چند سطر سه نقطه پر حرف بگذارم ...
مدتهاست یاد گرفته ام مسئول افکار دیگران نباشم،
سکوت ،کم حرفی و بی تفاوتی انقدر ها که از بیرون به نظر می اید بد نیست..

هیشکی هم سر نمیزنه



عکس و تصویر #عکس_نوشته

گاهی وجودِ آدم لبریزِ دلتنگی میشود ،طوری که قطره ی اشکی میشود و از چشمانت سر میخورد پایین...!
اما از آنجا که دلتنگی خرابی های زیادی در روحیات آدم به وجود می آورد باید درِ قلبت را ببندی و کلیدش را پرت کنی به دور دست ها و بگذاری که عقلت بتازد!
گاهی لازم است دلتنگی را قورت بدهی و چشمانت را به روی خواسته ها و علایقت ببندی!
آدم است دیگر میرود ابراز میکند و جوابی میگیرد که یک عمر درگیر کلمه ی غم انگیزِ " ای کاش" میشود..."
که ای کاش جلودارِ این دلِ صاحِب مرده بودم و جوابی سرد تر از یخ های سیبری کوبیده نمیشد به احساسم!
باید قبول کرد که همیشه قرار نیست دل به دل راه داشته باشد!
باید قبول کرد که اینچنین قرار دادی در زندگی وجود ندارد که هر که را پرستیدی او هم بپرستد تو را...!
گاهی باید سکوت کنی و نم نمک یاد بگیری که بعضی چیزها،بعضی آدم ها،برای تو ساخته نشده اند!






موضوع: تیکه دار، عکس نوشته،
برچسب ها: حالمان داشت خوب میشد، باز کسی را باور کردیم، باور، حال، سقوط،
[ یکشنبه 13 فروردین 1396 ] [ 21:17 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

بدترین حس دنیا

عکس و تصویر بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی... دلتنگی... و... اما بدترین حس دنیا دل زدگی ...

بدترین حس دنیا چیست؟ 
شاید بگویید تنهایی... دلتنگی... و... 
اما بدترین حس دنیا دل زدگی ست... 
دل زدگی از یک خواستن عمیق می آید
کاری را... چیزی را... کسی را با تمام وجود خواستن
دل زدگی یعنی کاری.. چیزی..کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد..
دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید ...
آدمی که دل زده می شود وسط یک جنگ است... یک جنگ نا برابر
یک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست... طرف دیگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خاطرات و رویاهاست
دلزدگی بدترین حس دنیاست... 
فقط تصور کنید کاری... چیزی... کسی که سال ها می خواستی دیگر قلبت را به تپش نیاندازد. .. دیگر تو را سر ذوق نیاورد
بدترین قسمت دل زدگی این است که نمی خواهی آن حس را دوباره تجربه کنی
اگر آسمان هم به زمین بیاید دیگر نمی خواهی
آدم هایی که دل زده می شوند فهمیده اند می شود عمیق ترین خواستن ها را کنار گذاشت و فراموش کرد اما نَمُرد





موضوع: درد، تیکه دار،
برچسب ها: بدترین حس دنیا، دلزدگی، تنهایی، بی ذوقی،
[ پنجشنبه 10 فروردین 1396 ] [ 16:13 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

بعضی آدما

همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من٬  ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد…
‏ی سری از ماهیا فك میكنن بیرونِ تُنگ واسشون ریدن ك میپرن بیرون!!!

این من و یاد بعضی از آدما میندازه...


بعضی وقتا به بعضیا فقط باید گفت: خفه شو....




موضوع: تیکه دار، عکس نوشته،
[ دوشنبه 7 فروردین 1396 ] [ 11:38 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

عیدتون مبارک

                           بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


                                    تنها خداست که میداند
                                                “بهترین”
در زندگیمان چگونه معنا میشود!
من در سال نو آن بهترین را برایتان آرزو دارم.
نوروزتان مبارک




موضوع: شعر، عکس نوشته،
برچسب ها: بوی باران بوی سبزه، نوروز مبارک، عید نوروز، شعر تبریک سال نو،
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 18:15 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]

گاهی زود دیر میشود

khengoolestan_axs

خانمم همیشه میگفت دوستت دارم
من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم

از همان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند
همیشه شیطنت داشت

ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم

مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقه مند است؟

یک شب کلافه بود ، یا دلش میخواست حرف بزند ، میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشه مفصل صحبت کنم

من برای فرار از حرف گفتم : میبینی که وقت ندارم ، من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانند کَنه به من میچسبی

گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی
این را که گفت از کوره در رفتم
گفتم خداکنه تا صبح نباشی
بی اختیار این حرف را زدم

این را که گفتم خشکش زد ، برق نگاهش یک آن خاموش شد به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست

بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم ، موهای بلندش رها بود و چهره اش با شبهای قبل فرق داشت ، در آغوشش گرفتم افتخار کردم که زیباترین زن دنیارا دارم لبخند بی روحی زد
نفس عمیقی کشید و خوابیدیم
آن شب خوابم عمیق بود ، اصلا بیدار نشدم

►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄►◄

از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشته ام

هزاران سوال ذهنم را میخورد که حتی پاسخ یک سوال را هم پیدا نکرده ام
گاهی با خود میگویم مگر یک جمله در عصبانیت میتواند یک نفر را

مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد !!؟

همسرم دیگر بیدار نشد،دچار ایست قلبی شده بود

شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود، از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق می آمدم از دیدنش اما در ظاهر ، نه

شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم ، اما طبق معمول وقتش را نداشتم

بعدها کارهایم رو براه شد ، حالا همان وضعی را دارم که همسرم برایم آرزو داشت

من اما…آرزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت

بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم ، کشوی کنار تخت را باز کردم ،یک نامه آنجا بود ،پاکت را باز کردم جواب آزمایشش بود تمام دنیا را روی سرم آوار کرد

خانواده اش خواسته بودند که پزشک قانونی ، چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم
آنشب میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد

حالا هرشب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت میخواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد
حالا فهمیدم ، گاهی به یک حرف چنان دلی میشکند که قلبی از تپش می ایستد

♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥ * ♥

باید بیشتر مواظب حرفها بود گاهی زود دیر میشود

پ ن: زنا خیلی حساسن با اونا مث یه مرد رفتار کنین چرا که نر زیاده و مرد کم





موضوع: عاشقانه، درد،
برچسب ها: گاهی زود دیر می شود، مواظب باشیم، زنها، خدا کنه تا صبح نباشی، بدترین خاطره،
[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 19:26 ] [ مهربانو ] [ نظر دارم() ]

تنهایی

عکس و تصویر ‌.

تنهایـی

ذره ذره خودی نشان میدهد !

وقتـی

تو آنقدر کم پیدایـی ،

که سنگینــی روزگارم را

مورچه ها به کول میــکشند ...

و من ...

مات

مـــات

نگاهشان میکنم !

کم پیدا تـــــــر از برف

روی خط استــوایــی !



"ای خــداوند، یکی یـار ِ جفــاکارش ده

دلبری عشوه ده ِ سرکش ِ خون خوارش ده

تا بداند که شب ما به چه سان می گذرد

غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده"



برچسب ها: تنهایی، تو، کم پیدا، یکی یار جفاکارش ده، غم، عشق،
[ جمعه 6 اسفند 1395 ] [ 23:26 ] [ مهربانو ] [ نظر قشنگ دارم() ]

آغوش تو

عکس و تصویر ‌خستگی را آغوشِ تو در می کند وقتی نیستی عجالتاً چای می خوریم چه کنیم؟! ...

‌خستگی را آغوشِ تو در می کند

وقتی نیستی

عجالتاً چای می خورم

چه کنم؟!

عکس و تصویر ولــــــنتـایـن:heavy_black_heart:️:heavy_black_heart:️:heavy_black_heart:️ فقط برای عاشـــــقان نیســــت ... گاهی برای دوســتانی اســــت که ارزشــشان بالاترازعشـــــق است. روز ...

روز عشق ایرانی (سپندارمذگان 29 بهمن) مبارک





موضوع: عاشقانه،
برچسب ها: خستگی، آغوش تو، چای، وانتاین، تو، عشق،
[ دوشنبه 25 بهمن 1395 ] [ 11:51 ] [ مهربانو ] [ نظرات() ]